دیکشنری انگلیسی به فارسی یوز
معنی، IPA، مثال دوزبانه، ترکیبهای کاربردی و خطاهای رایج را ببینید و تلفظ را بشنوید.
در واقع، برخلاف تصور یا گفته قبلی
سطح A2 · مثال و تلفظadviceبازبینیشدهتوصیه، راهنمایی
سطح A2 · مثال و تلفظalthoughبازبینیشدهاگرچه، با وجود اینکه
سطح B1 · مثال و تلفظbecauseبازبینیشدهزیرا، به این دلیل که
سطح A1 · مثال و تلفظborrowبازبینیشدهقرض گرفتن، چیزی را موقتاً از کسی گرفتن
سطح A2 · مثال و تلفظbringبازبینیشدهآوردن، همراه خود به محل گوینده یا مقصد آوردن
سطح A2 · مثال و تلفظcurrentlyبازبینیشدهدر حال حاضر، در زمان کنونی
سطح B1 · مثال و تلفظdespiteبازبینیشدهبا وجودِ، علیرغمِ
سطح B1 · مثال و تلفظdoبازبینیشدهانجام دادن، به پایان رساندن یک کار یا فعالیت
سطح A1 · مثال و تلفظfunبازبینیشدهتفریح و لذت، فعالیت سرگرمکننده
سطح A1 · مثال و تلفظfunnyبازبینیشدهخندهدار، عجیب یا غیرعادی
سطح A1 · مثال و تلفظgetبازبینیشدهگرفتن یا دریافت کردن، شدن یا به حالتی درآمدن
سطح A1 · مثال و تلفظinformationبازبینیشدهاطلاعات، آگاهی یا داده
سطح A2 · مثال و تلفظinterestedبازبینیشدهعلاقهمند، کنجکاو و مایل به دانستن
سطح A2 · مثال و تلفظinterestingبازبینیشدهجالب، توجهبرانگیز
سطح A2 · مثال و تلفظjobبازبینیشدهشغل، کار یا وظیفه مشخص
سطح A1 · مثال و تلفظlearnبازبینیشدهیاد گرفتن، متوجه یا مطلع شدن
سطح A1 · مثال و تلفظlendبازبینیشدهقرض دادن، چیزی را موقتاً در اختیار کسی گذاشتن
سطح A2 · مثال و تلفظmakeبازبینیشدهساختن یا تولید کردن، ایجاد کردن یا سبب شدن
سطح A1 · مثال و تلفظpracticeبازبینیشدهتمرین کردن، بهطور منظم به کار بستن
سطح A2 · مثال و تلفظsayبازبینیشدهگفتن یا بیان کردن، به زبان آوردن یا نقل کردن
سطح A1 · مثال و تلفظspeakبازبینیشدهصحبت کردن، زبانی را صحبت کردن
سطح A1 · مثال و تلفظstudyبازبینیشدهمطالعه کردن یا درس خواندن، با دقت بررسی کردن
سطح A1 · مثال و تلفظtakeبازبینیشدهبرداشتن یا گرفتن، بردن کسی یا چیزی به جایی
سطح A1 · مثال و تلفظtalkبازبینیشدهگفتوگو کردن، درباره موضوعی صحبت کردن
سطح A1 · مثال و تلفظteachبازبینیشدهآموزش دادن، یاد دادن
سطح A2 · مثال و تلفظtellبازبینیشدهبه کسی گفتن یا اطلاع دادن، تعریف کردن یا روایت کردن
سطح A1 · مثال و تلفظtravelبازبینیشدهسفر کردن، مسافت طی کردن یا حرکت کردن
سطح A1 · مثال و تلفظtripبازبینیشدهسفر کوتاه، رفتوبرگشت یا گردش
سطح A2 · مثال و تلفظworkبازبینیشدهکار، فعالیت یا محل شغلی
سطح A1 · مثال و تلفظaddافزودن
سطح A1 · مثال و تلفظadvancedپیشرفته
سطح B1 · مثال و تلفظafterبعد
سطح B1 · مثال و تلفظagainدوباره
سطح B1 · مثال و تلفظairportفرودگاه
سطح A2 · مثال و تلفظallowاجازه دادن
سطح A1 · مثال و تلفظalwaysهمیشه
سطح B1 · مثال و تلفظanswerپاسخ
سطح A2 · مثال و تلفظappearظاهر شدن
سطح A1 · مثال و تلفظaskپرسیدن
سطح A1 · مثال و تلفظbeبودن
سطح A1 · مثال و تلفظbeautifulزیبا
سطح B1 · مثال و تلفظbecomeشدن
سطح A1 · مثال و تلفظbeforeقبل
سطح B1 · مثال و تلفظbeginشروع کردن
سطح A1 · مثال و تلفظbeginnerمبتدی
سطح B1 · مثال و تلفظbelieveباور کردن
سطح A1 · مثال و تلفظbetweenبین
سطح B1 · مثال و تلفظ