معنی و کاربرد

make

/meɪk/
  1. ساختن یا تولید کردن
  2. ایجاد کردن یا سبب شدن
فعلسطح A1تلفظ دستگاهبازبینی تحریریه یوز

مثال‌های کاربردی

She made a simple study plan.او یک برنامه مطالعاتی ساده تنظیم کرد.
This app makes learning easier.این برنامه یادگیری را آسان‌تر می‌کند.

ترکیب‌های پرکاربرد

make a decisionتصمیم گرفتن
make progressپیشرفت کردن
make a mistakeاشتباه کردن

خطای رایج فارسی‌زبانان

برای تکلیف می‌گوییم «do homework»، نه «make homework»؛ make بیشتر برای ساختن یا ایجاد نتیجه است.

تمرین بازیابی

  1. واژه و معنی را با صدای بلند بخوانید.
  2. یکی از مثال‌ها را بدون نگاه به فارسی بازگو کنید.
  3. یک جمله واقعی درباره زندگی خودتان بسازید.
  4. فردا دوباره معنی و ترکیب‌های این صفحه را به یاد آورید.

آزمون سریع

معنی درست make کدام است؟