معنی و کاربرد
make
/meɪk/- ساختن یا تولید کردن
- ایجاد کردن یا سبب شدن
فعلسطح A1تلفظ دستگاهبازبینی تحریریه یوز
مثالهای کاربردی
She made a simple study plan.او یک برنامه مطالعاتی ساده تنظیم کرد.
This app makes learning easier.این برنامه یادگیری را آسانتر میکند.
ترکیبهای پرکاربرد
make a decisionتصمیم گرفتن
make progressپیشرفت کردن
make a mistakeاشتباه کردن
خطای رایج فارسیزبانان
برای تکلیف میگوییم «do homework»، نه «make homework»؛ make بیشتر برای ساختن یا ایجاد نتیجه است.
تمرین بازیابی
- واژه و معنی را با صدای بلند بخوانید.
- یکی از مثالها را بدون نگاه به فارسی بازگو کنید.
- یک جمله واقعی درباره زندگی خودتان بسازید.
- فردا دوباره معنی و ترکیبهای این صفحه را به یاد آورید.
آزمون سریع
معنی درست make کدام است؟