معنی و کاربرد

do

/du/
  1. انجام دادن
  2. به پایان رساندن یک کار یا فعالیت
فعلسطح A1تلفظ دستگاهبازبینی تحریریه یوز

مثال‌های کاربردی

I do my homework after dinner.من بعد از شام تکالیفم را انجام می‌دهم.
Please do the exercise carefully.لطفاً تمرین را با دقت انجام دهید.

ترکیب‌های پرکاربرد

do homeworkتکلیف انجام دادن
do an exerciseتمرین انجام دادن
do your bestتمام تلاش خود را کردن

خطای رایج فارسی‌زبانان

do برای انجام فعالیت است؛ برای «تصمیم گرفتن» یا «اشتباه کردن» از make استفاده کنید.

تمرین بازیابی

  1. واژه و معنی را با صدای بلند بخوانید.
  2. یکی از مثال‌ها را بدون نگاه به فارسی بازگو کنید.
  3. یک جمله واقعی درباره زندگی خودتان بسازید.
  4. فردا دوباره معنی و ترکیب‌های این صفحه را به یاد آورید.

آزمون سریع

معنی درست do کدام است؟