معنی و کاربرد
work
/wɝk/- کار
- فعالیت یا محل شغلی
اسمسطح A1تلفظ دستگاهبازبینی تحریریه یوز
مثالهای کاربردی
I have a lot of work today.امروز کار زیادی دارم.
She leaves work at five.او ساعت پنج از محل کار خارج میشود.
ترکیبهای پرکاربرد
hard workکار سخت
go to workسر کار رفتن
finish workکار را تمام کردن
خطای رایج فارسیزبانان
work در معنی کار معمولاً غیرقابلشمارش است؛ برای یک شغل مشخص از job و برای چند وظیفه از tasks استفاده کنید.
تمرین بازیابی
- واژه و معنی را با صدای بلند بخوانید.
- یکی از مثالها را بدون نگاه به فارسی بازگو کنید.
- یک جمله واقعی درباره زندگی خودتان بسازید.
- فردا دوباره معنی و ترکیبهای این صفحه را به یاد آورید.
آزمون سریع
معنی درست work کدام است؟