معنی و کاربرد

fun

/fʌn/
  1. تفریح و لذت
  2. فعالیت سرگرم‌کننده
اسمسطح A1تلفظ دستگاهبازبینی تحریریه یوز

مثال‌های کاربردی

We had a lot of fun during the quiz.در طول آزمون خیلی خوش گذراندیم.
Learning with friends can be great fun.یادگیری با دوستان می‌تواند بسیار لذت‌بخش باشد.

ترکیب‌های پرکاربرد

have funخوش گذراندن
great funتفریح بسیار لذت‌بخش
fun activityفعالیت سرگرم‌کننده

خطای رایج فارسی‌زبانان

fun یعنی لذت‌بخش یا تفریح؛ funny یعنی خنده‌دار یا عجیب. برای «فیلم سرگرم‌کننده» می‌توان گفت «a fun movie».

تمرین بازیابی

  1. واژه و معنی را با صدای بلند بخوانید.
  2. یکی از مثال‌ها را بدون نگاه به فارسی بازگو کنید.
  3. یک جمله واقعی درباره زندگی خودتان بسازید.
  4. فردا دوباره معنی و ترکیب‌های این صفحه را به یاد آورید.

آزمون سریع

معنی درست fun کدام است؟