معنی و کاربرد

study

/ˈstʌdi/
  1. مطالعه کردن یا درس خواندن
  2. با دقت بررسی کردن
فعلسطح A1تلفظ دستگاهبازبینی تحریریه یوز

مثال‌های کاربردی

I study English for thirty minutes every day.من هر روز سی دقیقه انگلیسی می‌خوانم.
The team studied the results carefully.گروه نتایج را با دقت بررسی کرد.

ترکیب‌های پرکاربرد

study Englishانگلیسی خواندن
study for an examبرای امتحان درس خواندن
study the resultsنتایج را بررسی کردن

خطای رایج فارسی‌زبانان

معمولاً study مستقیماً مفعول می‌گیرد؛ «study English» طبیعی‌تر از «study about English» است.

تمرین بازیابی

  1. واژه و معنی را با صدای بلند بخوانید.
  2. یکی از مثال‌ها را بدون نگاه به فارسی بازگو کنید.
  3. یک جمله واقعی درباره زندگی خودتان بسازید.
  4. فردا دوباره معنی و ترکیب‌های این صفحه را به یاد آورید.

آزمون سریع

معنی درست study کدام است؟