واژگان

تفاوت Travel، Trip و Journey؛ واژگان سفر بدون اشتباه

فرق travel، trip و journey را در نقش دستوری و معنی با مثال‌های سفر واقعی، شنیدن، بازی و آزمون تعاملی یاد بگیرید.

نویسنده: · آخرین بازبینی: · زمان مطالعه: 12 دقیقه

کارت‌های تصویری برای مقایسه واژگان سفر انگلیسی

Travel مفهوم کلی سفر و معمولاً اسم غیرقابل‌شمارش یا فعل است؛ trip یک سفر مشخص از رفتن تا بازگشت؛ journey مسیر و تجربه حرکت از نقطه‌ای به نقطه دیگر است.

در این درس چه یاد می‌گیرید؟

  • تشخیص نقش دستوری هر واژه
  • انتخاب واژه بر اساس کل سفر یا مسیر
  • کاربرد درست business trip و long journey
  • جلوگیری از جمع بستن نادرست travel

سه دوربین برای یک تجربه

Travel مانند نمای دوربین از مفهوم سفرکردن است: علاقه، صنعت یا فعالیت کلی. Trip یک بسته مشخص با هدف و مدت است. Journey روی حرکت، راه و تجربه میان مبدأ و مقصد تمرکز می‌کند.

می‌گوییم I love travel یا طبیعی‌تر I love traveling، اما برای یک سفر مشخص a trip to Shiraz. وقتی طول و دشواری مسیر مهم است، a long journey.

Travel broadens the mind.سفر دید انسان را باز می‌کند؛ مفهوم کلی.
Our trip lasted three days.سفر مشخص ما سه روز طول کشید.
The train journey was relaxing.مسیر قطار آرامش‌بخش بود.

ترکیب‌های طبیعی

عبارت‌های مهم عبارت‌اند از: business trip, day trip, round trip, travel advice, travel agency, safe journey. انتخاب درست اسم باعث می‌شود جمله طبیعی باشد؛ حتی اگر ترجمه فارسی همه آن‌ها «سفر» باشد.

Journey کاربرد استعاری هم دارد: مسیر یادگیری، درمان یا رشد. در این حالت مقصد جغرافیایی نیست، اما فرایند و تغییر در طول راه مهم است.

Have a safe journey!سفر بی‌خطری داشته باشید.
Learning English is a journey.یادگیری انگلیسی یک مسیر است.

Travel به‌عنوان فعل

Travel فعل هم هست: We traveled by train. Trip معمولاً اسم است؛ فعل trip معنای «پای کسی گیرکردن و افتادن» دارد و نباید برای سفرکردن به کار رود.

برای تعریف تجربه، ابتدا trip را معرفی کنید، سپس journey را برای بخش مسیر و travel را برای عادت کلی به کار ببرید. این ترکیب به نوشته تنوع و دقت می‌دهد.

I travel for work twice a month.ماهانه دو بار برای کار سفر می‌کنم.
It was a short trip but a difficult journey.سفر کوتاه بود اما مسیر دشواری داشت.

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبانان

  • برای یک سفر مشخص معمولاً a trip می‌گوییم، نه a travel.
  • Travel در معنی کلی معمولاً جمع بسته نمی‌شود؛ travels کاربرد ادبی یا خاص دارد.
  • فعل trip معمولاً یعنی پای کسی گیرکردن، نه سفرکردن.

برنامه تمرین عملی

  1. آخرین سفر خود را در سه جمله توصیف کنید و هر سه واژه را به کار ببرید.
  2. ترکیب‌های ثابت را بر اساس کار، تفریح، مسیر و صنعت دسته‌بندی کنید.
  3. جمله‌ها را گوش دهید و نقش اسم یا فعل را مشخص کنید.
  4. آزمون را انجام دهید و برای هر خطا یک مثال شخصی بسازید.

پرسش‌های پرتکرار

Vacation چه فرقی با trip دارد؟

vacation دوره استراحت از کار یا تحصیل است؛ trip خود رویداد سفر است و می‌تواند کاری یا تفریحی باشد.

آیا travel قابل شمارش است؟

در کاربرد عمومی معمولاً غیرقابل‌شمارش است. برای سفر مشخص از trip یا journey استفاده کنید.

آزمایشگاه یادگیری

تمرین تعاملی همین درس

۰٪

تفاوت را در جمله ببینید

travel

سفر به‌طور کلی یا سفرکردن

اسم غیرقابل‌شمارش یا فعل.

She travels for work.
او برای کار سفر می‌کند.
trip

یک سفر مشخص

از رفتن تا بازگشت؛ قابل شمارش.

We took a day trip.
یک سفر یک‌روزه رفتیم.
journey

مسیر و تجربه راه

تمرکز بر حرکت از مبدأ تا مقصد.

The journey took six hours.
مسیر شش ساعت طول کشید.

بشنوید و تکرار کنید

لهجه و سرعت را انتخاب کنید، سپس جمله را با صدای بلند تکرار کنید.

بازی جورکردن معنی

ابتدا عبارت انگلیسی و سپس معنی درست را انتخاب کنید.

۰ از 4 جفت

آزمون پایان درس

1برای یک سفر کاری مشخص کدام طبیعی است؟
2جای خالی: The train ___ took eight hours.
3کدام جمله درست است؟
4کدام واژه مفهوم کلی صنعت سفر را می‌رساند؟
5در عبارت استعاری «مسیر یادگیری» کدام مناسب است؟

این درس را به تمرین تبدیل کنید

واژه‌ها و جمله‌های این صفحه را در اپلیکیشن یوز با مرور هوشمند، فیلم و تمرین روزانه تثبیت کنید.

دریافت اپلیکیشن یوز مشاهده امکانات

ادامه مسیر واژگان